تبليغاتX
این یک حمایت معنوی است قابل توجه خوانندگان ، اهنگسازان و تهیه کنندگان : هیچ گونه وجهی بابت این ترانه ها دریافت نمی شود . فقط قبل از هر گونه استفاده با ایمیل من ( که در وب موجود است ) ) تماس بگیرید

ترانه معاصر

ترانه معاصر

وبلاگ ترانه

واست از نوروز گفتم

از گلی پر سوز گفتم

واست از تنهایی خود

از شب بی روز گفتم

 

واست از دیروز گفتم

واست از امروز گفتم

نشنیدی تو صدامو

قصه ی نا جور گفتم

 

شکل تنهایی و دردم

یه نگاه پره گردم

بیا بنشین روبرویم

زل بزن به آبرویم

 

زل بزن به قصه ی من

به صدای خسته ی من

زل بزن به اون سواری

که ندیده غصه ی من

 

باید از عشق تو رد شم

راه بونه ات بلد شم

بگذرم از آتش تو

با نگاهت بد بد شم

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 15:54  توسط ترانه سرا  | 

ترانه عاصی

 

منم از دست تو عاصی شکایت دار تکراری

تویی زیبای مردم کش تویی آن دار تکراری

 

نمی بینی مرا بی دل مگر از چشمت افتادم

و یا در خاطرت مردم در این آوار تکراری

 

مرا پیوسته می خواندی نگاه خسته می ماندی

کجا رفتی در این شبهای ماتم دار تکراری

 

حریق یاس از دیوار می ریزد چه تنهایم

که باید پس فرو ریزد در و دیوار تکراری

 

نمی باید تنفس می نمودم هر هوایی را

که افیونی شود این دل ، دل بیمار تکراری

 ۱۳۸۰

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 10:37  توسط ترانه سرا  | 

ترانه

 

خسته و تنها شدم در این بیابان نیمه شب

رنج تنهایی کشیدم زیر باران نیمه شب

 

کوچه از بی عابری خمیازه حسرت کشید

می فشارد در گلو بغض خیابان نیمه شب

 

ناله می آید صدای ضجه اش تا عرش رفت

یاس می گویم که می لرزد زمستان نیمه شب

 

باغ پاییزی ندارد نغمه و صوت هزار

خم شده پشتش ز داغ سربداران نیمه شب

 

گرگ می بارد ز هر سو راه آبادی کجاست

کو سواری تا بگیرد داد چوپان نیمه شب

 

های هوی مرغ خوشخوانی نمی آید به گوش

سهره با مرغان دیگر رفت زندان نیمه شب

 

وحشت از آلودگی در این هوای سرد و یخ

تنگ می بندد لباسم تا گریبان نیمه شب

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 10:36  توسط ترانه سرا  | 

 ترانه شکار من

 

شکار من برای تو به سختی پنجره ای

که وا کنی به کوچه تون

به کوچه تون نگاه من زل زده زیر پنجره

زل زده به یه تیکه نون

خدا چقدر خسته شدم

عاصی و یک دنده شدم

ظهر و غروب رفته بازم

نگاه تو نیسته دیگه

بیا منو ببر خونه

 

یه روز بازم به شوق تو

نگاه بی ذوق تو رو

برش می دارم و میرم

میرم که نفرینت کنم

 

خدا تو رو از آسمون  به بارونه به بارونه

به کلبه تنهای من

که پنجره نداره وو

که کوچه ای نداره وو

به بارونه چو گریه ای

به آخرین ترانه ام

 

1379

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 22:23  توسط ترانه سرا  | 

 

ترانه سرایی

بر خلاف بسیاری از منتقدان که ترانه را یک ژانر ادبی نمی دانند باید گفت که ترانه شاه راهی است که می تواند مخاطبین عام را به شعر پیوند دهد فارغ از کلیشه هایی که که نام ترانه را بر خود یدک می کشند : بنظر نگارنده یک ترانه خوب یک شعر است و یک شعر خوب نیز چیزی جز ترانه نمی تواند باشد بنابراین قصدم این است که این وب را برای ترانه سرایی اداره نمایم ترانه هایی که در این وب می گزارم ( تاکنون اجرا نشده )جهت  عرضه به عموم می باشد و اگر کسی چنانچه ( اهنگسازان وتهیه کنندگان البوم خواننده گان....) مورد انتخاب انان واقع گردید می توانند با ایمیل من که در وب موجود است با من هماهنگی نمایند.... نا گفته نماند که  از این پس  سعی خواهم کرد که کارهای در خورتری عرضه نمایم....

 

 

 ترانه اسیر 1

 

تو برزخی مونده دلم

شوق تماشا ندارم

گریه های نیمه شب و

به دستای که بسپارم

 

یه روز شوم بی سحر

رفتیم ندیدیم چشماشو

انگار تو گرگ و میش شب

دزدیده بودن نگاشو

 

یه شب تو بغض پنجره

اومد کلاغی در بدر

دندون گرفت الماسا رو

بردش به شام بی سحر

 

رفتیم و خوندیم بغضا رو

برای پریون خدا

ندا اومد رها کنید

دورنگی ها جدایی ها

 

دو رنگی از من نبودش

خدا خودش شاهد ماست

اینم یه جور حادثه بود

دلم که این جور نمی خواست

 

دلم تو کار قصه هاست

فرهاد قصه ها اونه

همیشه ابریه چشام

کی میشه اروم بمونه

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 22:44  توسط ترانه سرا  | 

 

 

 ترانه اسیر 2

 

منم اون وقفه خورشید

 توی پرسه های شب

یه شهاب گر گرفته

یه اسیر بی سبب

 

من تبلور درختم

مثل رویش ناشکیب

پیش چشمات مثل ابرم

توی کوچه ها غریب

 

یه ستاره تو شباتم

یه ستاره اما دور

مثل بارون تو شباتم

مثل بارون بلور

 

تو شکوه سبزه هایی

تویی آیت رهایی

من همونم که همیشه

می خونم ز بی وفایی

 

تو خدایی من درخت

تو مسافر من یه جاده

راه طولانی ما بین

راهی با پای پیاده

 

با توام بانوی خورشید

آبی چشمات کجاست

می خوام امشب سیر ببینم

ساحل نگات کجاست

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 22:39  توسط ترانه سرا  | 

 
هر گونه استفاده از این مطالب منوط به اجازه از نویسنده می باشد